تبليغاتX
غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌ - اقتصاد در نظام بانکی

 

اقتصاد دیروز بر پایه "نیاز ضروری" بوده ، یعنی یک خانواده فرضاً یک کالای مورد نیازی را تهیه می­کرده که بتواند سالیان سال از آن استفاده کند ولی امروز دنیای پیچیده انواع و اقسام تولیدات شرکت­های عظیم قاره­ای با کشف نیاز ضروری، نیاز به داشتن پدیده روز را نیز به عنوان نیاز اصلی به مردم تزریق و تشویق می­کنند و با اهدای جوایز و امتیازات عدیده سعی در حفظ بازار خود می­کنند طبعاً تعویض متوالی و دائمی نیازها و خواسته­ها ، اولین و ضروری ­ترین کاری است که تجارت امروز انجام می­دهد و شاهدیم که امروز Business ، به عنوان رشته­ای تحصیلی در مقاطع عالی در دانشگاه ­های معتبر و مدرن دنیا به عنوان رشته ­های تخصصی و ضروری تدریس می­شود و دیگر حتی فرض اینکه مانند گذشته، خریدار به دنبال فروشنده بگردد و محنت او را هم به جان بخرد امری محال است بلکه این تولید کننده و فروشنده است که پا به پا به دنبال بازار جدید و حتی ایجاد ارزش­های جدید می­گردد و از طریق تزریق نیازها و فرهنگ ­های کاذب و مدهای مختلف به واسطه قوی­ترین و عظیم ترین شبکه­های رسانه­ای ماهواره­ای و تبلیغاتی، در صدد چنگ انداختن به کره زمین و بلکه سایر کرات نیز هستند .

نظام بانکی در اقتصاد مبتنی بر بازار مسئولیت بسیار سنگینی دارد و یکی از مهمترین اجزای اقتصاد کشور است. رشد و شکوفایی و رکود ساختار اقتصادی کشورها با طرز کار مؤسسات بانکی ارتباط نزدیک دارد.فعالیت بهینه بانک­ها و استفاده مؤثر از ابزار بازاریابی برای تحقق اهدافشان از جمله بهره­برداری از سرمایه و تجهیز آن بر فعالیت ­های مختلف اقتصادی و وضع کلی اقتصاد کشور بسیار مؤثر است .از دهه 1960 تا کنون بسیاری از بانک­های ایرانی به طور محدود در صدد پیاده کردن اصول بازاریابی برآمده اند . این در حالی است که با در نظر گرفتن سود نسبتاً ناچیز سیسـتم بانکی در ایران و عدم کارآیی و اثر بخشی شعب بانک­ها در زمینه بازاریابی و روابط با مشتریان ، بانک­های ایرانی شدیداً به بازاریابی نیازمندند و سیستم بانکی ایران مستلزم تحولی در این زمینه است.

بازاریابی پیرامون ما را احاطه کرده و بر ماست که درباره آن آگاهی ­های لازم را کسب کنیم . بازاریابی نه فقط مورد استفاده شرکت­های  تولیدی، عمده فروشان و خرده فروشان قرار می­گیرد بلکه دیگر مؤسسات و بانک­ها نیز از آن سود می­جویند .

بانک­ها اغلب برای موفقیت در ائه خدمات خود، اقدام به بازاریابی می­کنند . ولی متاسفانه به دلیل عدم آشنایی با بازاریابی بانکی ، تنها از روندهای سنتی بازاریابی به صورت کاملاً پراکنده و بی­ارتباط با هدف اصلی بانک، استفاده می­کنند .

رسالت واقعی بازاریابان درک نیاز و خواسته­های مشتریان و اراائه راهکارهایی است که رضایت مشتریان را در پی داشته باشد و همچنین دعوت از کلیه کارکنان سازمان برای اینکه به مشتری فکر کنند و به او خدمت رسانند .

تمام کارکنان بانک­ها باید درباره تعیین و تقسیم یک بازار و کیفیت و ارائه خدمات به مشتریان که به عنوان هدف انتخاب شده­اند ، شناخت لازم را کسب کنند . کارکنان باید برای هرچه جذاب­تر و اقتصادی­تر کردن قسمت فروش، شیوه­های قیمت­گذاری را به خوبی بدانند.

امـروزه به این حقیقت پی برده­اند که کـسب سود فقط از طریق جلب توجه مشتریان و سهم بازار بیشتر امکـان پذیر است .

نتیجه آنکه بانک­ها باید " تصور ذهنی مثبت " خود را توسعه دهند . با آموزش و ایجاد انگیزه و پرورش کارکنان خود همان کوشش را که برای درک نیازهای مشتریان خود به قرار دهند بکار می­برند، برای ارزیابی تصویر ذهنی مشتریان نیز به کار برند.

بانک­هایی که تحت مفهوم بازاریابی عمل می­کنند ، برای موفقیت باید خدماتی را به مشتریان ارائه کنند که بهتر از رقبا نیازهای وی را برآورده سازند . بنابراین خط مشی بازازیابی باید، نه فقط نیازهای مشتریان هدف ، بلکه خط مشی رقبا را مد نظر داشته باشد و همچنین بانکها باید اهداف ، نقاط ضعف و قوت ، خط­ مشی و الگوهای واکنشی خود را مورد ارزیابی می کند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 14:36  توسط غلا‌مرضا كاظمي‌دينان‌  |